مقدمه
حضرت امام خميني(1368 -1281 ش) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در همان حال كه دل از گرد هرگونه تعلقي پرداخته بود بار سنگين رسالت و رهبري را به دوش كشيد و خود را مكلف مي‌ديد تا از پي رهايي خلق، نهضتي عظيم و قوي بنيان، پايه ريزد تا مگر خداي عالم آن را به انقلابي عالمگير منتهي گرداند، آن‌سان كه اساس ديرپاي نظام جور و فساد در جهان از ريشه برافتد و ديگر بار فروغ جانفزاي توحيد، كران تا كران گيتي را روشن سازد و عدل و آزادي و برابري و برادري ايماني، چهره افسرده عالم را رونق بخشد. امام، گاه كه از اين وظيفه سنگين فراغتي مي‌يافت، در خلوات و اوقات خاصي، به ياري سخناني محزون، آبي بر آتش درون مي‌افشاند و با زبان شعر، حديث درد فراق را با دلدار يگانه باز مي‌گفت. حضرت امام هرگز سر شعر و شاعري نداشت و خود را به اين پيشه سرگرم نساخته بود، آن عاشق صادق، هر گاه از اداي وظيفه و رسالت خويش، فراغتي حاصل كرده، شرح درد مهجوري را در قالب الفاظ و كلمات موزون بر ورق پاره‌اي رقم زده است. او مقصدش شعر و شاعري نبود، بلكه شعر جلوه‌اي از جلوه‌هاي روح بلند و متعالي او بود. شعر او نجواي عاشقانه روح هيجان زده و بي‌تابي است كه در خلوت تنهايي با بكارگيري كلمات، راز دل دردمند خويش را با محبوب باز گفته و با معبود به راز و نياز پرداخته است.
آري شعر امام خميني(ره) محصول حالت استغراق و مولود فناي در سبحات جلال و جمال حضرت حق است و نتيجه شهود لقاي دلدار. (ديوان‌ امام، ص 20)
ذوق شعري امام، از همان دوران نوجواني بروز داشته است، يادداشتهايي به خط ايشان از اشعار سياسي و عرفاني شاعران در سنين 10 -16 سالگي معظم‌له موجود است كه بيانگر ذوق شعري ايشان مي‌باشد، و از همان آغاز جواني، گهگاه شعر مي‌سروده‌اند، سرايش شعر براي امام، گاها تفنن هم بود، كه اين نكته را مي‌توان از موشح‌هايي كه مي‌سروده‌اند كشف كرد و هم ضرورتي روحي بود، اين ضرورت را مي‌توان از اغلب غزل‌هاي ايشان دريافت، در اين مرحله، امام در مواقع و احوال خاصي،‌ زير فشار اسرار ناگشودني و تحت تاثير جاذبه ضرورت ذوقي، به سرايش شعر پرداخته‌اند، ضرورتي همه تبلور شور و حال، چرا كه جانشان بر خاستگاه توفان است ودلشان مهبط تجليات (فرهنگ ديوان امام،‌صفحه 24).
حضرت امام در دوران جواني، غزليات فراواني سروده بودند و آنها را در دفتري نيز گرد آورده بودند، متاسفانه در جريان سفرهاي پياپي، اين دفتر مفقود گرديد. پس از آن نيز سروده از ايشان در دست بود كه برخي به خط خود ايشان ثبت دفتر گرديده بود، و تعدادي نيز بوسيله همسر گراميشان استنساخ شده، در دفترچه‌اي گردآوري شده بود،‌ اين دفتر نيز در جريان تغيير مكرر محل سكونتشان مفقود گرديد، برخي از دستنوشته‌هاي باقيمانده، در پي هجوم ماموران ساواك به منزل و كتابخانه شخصي ايشان از دست رفت. (ديوان امام، ص 31)
برخي از غزليات امام در كتاب‌هائي از جمله: آثار الحجه و آينه دانشوران در دهه 30 شمسي درج شده است، مولف آينه دانشوران ضمن اينكه از امام خميني با عنوان دانشمند عالي مقام نام مي‌برد مي‌نويسد: چكامه‌هاي دلنواز آن جناب، ورد زبان ما دانشجويان بود. از آن جمله غزل شيريني بود كه هنوز مطلعش را فراموش نكرده‌ام:
من در هواي دوست گذشتم ز جان خويش
دل از وطن بريدم و از خاندان خويش
(فرهنگ ديوان امام، صفحه 21)
سروده‌هاي امام،‌ با جمع‌آوري دستنوشته‌هاي پراكنده خودشان و با استفاده از يادداشت‌هاي متكي به حافظه همسر گراميشان و نيز با استفاده از يادداشت‌هاي فرزند عزيزشان شهيد آيت‌الله حاج سيد مصطفي خميني و به كمك نسخه‌هايي از آثار قديمي امام كه در دست ارادتمندان و دوستان آن حضرت نگاهداري مي‌شد و نهايتا از مجموع اشعاري كه حضرت امام بنا به خواهش و اصرار فراوان بانو فاطمه طباطبائي - همسر فرزند گرامي امام، مرحوم حضرت حجه‌الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني سروده بودند - ديواني توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در سال 1372 ش. در تيراژ 15000 نسخه بنام ديوان امام چاپ و منتشر گرديد كه تا حال،‌ بيش از سي بار چاپ و منتشر شده است.
وجوه اشعار امام
آثار منظوم آن حضرت را وجوهي است كه مورد بحث اهل شعر و ادب و عرفان و... قرار گرفته است، از قبيل تعابير و اصطلاحات و سبك و شيوه آنها و تاثير از شاعران پيشين و عارفان متقدم،‌ تاثير امام بر ادب معاصر، وجوه سياسي اشعار و...
اما تعابير و اصطلاحاتي كه در آثار آن حضرت آمده، همانهاست كه عارفان شاعر و شاعران عارف در اشعار خود آورده‌اند، به صورت رمز و استعاره و ايهام و...
براي شرح اين تعابير و اصطلاحات، ‌ناشر ديوان امام، كتاب ارزشمندي با عنوان فرهنگ ديوان اشعار امام خميني در 505 صفحه به قطع وزيري در سال 1372 ش چاپ و منتشر نموده كه مورد توجه اهل فن و ارادتمندان امام خميني(ره) قرار گرفته است.
حضرت امام در آثار خويش، از اصطلاحات عرفاني شامخين و سلف صالح بهره جسته و تعابير آنان را در شعر خود به كار برده،‌ و گاهي خود از آن مصطلحات، مضامين و معاني ديگري قصد كرده است. (ديوان امام، ص 22)
سبك شعري امام
شعر امام از نظر شيوه، سبك عراقي است و آن بزرگ، به همان سياق، سخن گفته و به تتبع و پيروي سخنوران سبك عراقي پرداخته است، نكته درخور توجه اينكه،‌ در شعر امام، برخي كلمات و واژه‌ها آمده كه متاثر از زبان امروز و ادبيات معاصر است و از بعضي واژگان، مضاميني تازه قصد شده است.
همچنين حضرت امام، به پيروي از سخنوران بزرگي همانند: عطار، سعدي، عماد فقيه، حكيم شفايي، عاشق اصفهاني، حافظ، حكيم سبزواري و... غزل‌هايي به سبك و سياق آنها سروده و يا به اقتفا و استقبال آنان پرداخته است، (ديوان امام، ص 30 -26)
سروده‌هاي امام در قالب‌هاي گوناگون همانند: غزل، قصيده، مثنوي، رباعي، قطعه، مسمط، ترجيع‌بند، تك بيت و... مي‌باشد كه هر كدام بيانگر ابعادي از مهارت ايشان در شعر و ادب پارسي است.
همچنانكه گفتيم، سبك امام در غزلهايش عراقي است و تنوع اوزان در شعر ايشان مشاهده مي‌شود ولي غلبه با بحر رمل به ويژه مثمن مخبون آن است كه اين وزن، منتخب اغلب عرفاي شاعر براي متعالي‌ترين مفاهيمي است كه سروده‌اند (فرهنگ ديوان امام، ص 22).
فنون معاني و بيان به ويژه تشبيه و استعاره و صنايع بديعي، اعم از لفظي و معنوي، در همه جاي ديوان امام به چشم مي‌خورد، احاطه ذهني امام، به ايشان ميداني وسيع بخشيده است كه بي‌آنكه تكلفي مشاهده شود، اغلب آن صنايع و فنون را در اشعارشان مي‌بينيم، (همان، ص 22).
اما سبك امام در قصيده‌سرايي،‌ تلفيق از سبك عراقي و خراساني است كه در بيشتر قصايدشان،‌ غلبه با سبك خراساني است، (همان، ص 11).
انتظاريه‌هاي امام
انتظاريه، شعرهايي هستند كه در شوق ديدار حضرت مهدي(عج) و در انتظار ظهور آن منجي انسان‌ها سروده شده و نماد اميد در دل انسان‌ها مي‌باشد،‌ نام زيباي مهدي(عج) و واژه پر اميد انتظار بر تارك شعر اسلامي، خاصه شيعي مي‌درخشد و شيفتگان شاعر، واگويه‌هاي دل آرزومند خويش را در قالب اشعار انتظاريه بر صفحات فرهنگ و ادب جاودانه كرده‌اند،‌ مهدوي سرايي يا انتظاريه ها پيشينه طولاني و با قدمتي دارند و نام مقدس حضرت مهدي(عج) يادآور صلح و آرامش، عدل و دادگري، پيروزي حق بر باطل و افراشته شدن پرچم اسلام در سرتاسر گيتي است و از همان قرون اوليه هجري، شاعران در عظمت ظهور و قيام آن امام همام، زبان و كلام خويش را با نام صفابخش حضرت مهدي(عج) زينت بخشيده‌اند.
امام خميني(ره) كه مهر ولايت آن نرگس بوستان احمدي، بر دل و جانش نشسته بود و عشق و شوريدگي نسبت به حضرت حجت(عج) از رفتار و گفتارش مي‌تراويد، بسياري از اشعار شورانگيزش را عشق به آن حضرت و نغمه‌هاي انتظار و آرزوي ظهور، فرا گرفته است، خلوت انس امام خميني(ره) با آن يار غايب از نظر، حكايت دلكشي دارد كه غزل‌ها و قصيده‌ها و ابيات ناب اشعارش، بيانگر اين سوز و گداز است.
در اين مقاله، بر حسب قالب شعري، انتظاريه‌هاي امام خميني(ره) را مروري مي‌كنيم تا جان خويش را با شوق انتظار لبريز كنيم:
غزل
در مجموعه اشعار و ديوان امام خميني(ره) 149 غزل ثبت شده كه مباحث عرفاني و پيمان عشق و عاشقي، آرزوي وصال معشوق، توصيف معشوق و اميد به ظهور حضرت حجت‌(عج) درونمايه تعدادي از آنهاست، جالب اينكه ديوان امام خميني(ره) را با دو بيت از غزل انتظار شروع كرده‌اند:

از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم
دادرس نيست كه در هجر رخش داد كشم
سال‌ها مي‌گذرد، حادثه‌ها مي‌آيد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
اين غزل در ص154 ديوان امام درج شده كه در پايان غزل از قيام پانزده خرداد 1342 ه‌. ش نيز ياد شده است.
در غزل ميلاد گل، صفحه 96، حضرت امام با زبان عاشقانة غزل در مدح حضرت مهدي، به شادباش جشن نيمه شعبان آمده است:
ميلاد گل و بهار جان آمد
برخيز كه عيد مي‌كشان آمد
خاموش مباش زير اين خرقه
بر جان جهان دوباره جان آمد
برگير به دست، پرچم عشاق
فرمانده ملك لامكان آمد
گلزار ز عيش لاله باران شد
سلطان زمين و آسمان آمد
با يار بگو كه پرده بر دارد
هين! عاشق آخرالزمان آمد
آماده امر و نهي و فرمان باش
هشدار! كه منجي جهان آمد
پايان بي‌عدالتي‌ها و زوال‌كژي و سياهي‌ها و زدوده شدن غم‌ها و غصه‌ها از مشخصه‌هاي قيام مهدوي و ظهور حضرت حجت(عج) مي‌باشد كه در غزل "روز وصل"، ص111، حضرت امام خميني(ره) آن نشانه‌ها را مژده مي‌دهد:
غم مخور ايام هجران رو به پايان مي‌رود
اين خماري از سر ما مي‌ گساران مي‌رود
پرده را از روي ماه خويش بالا مي‌زند
غمزه را سر مي‌دهد غم از دل و جان مي‌رود
بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي‌شود
زاغ با صد شرمساري از گلستان مي‌رود
محفل از نور رخ او نور افشان مي‌شود
هر چه غير از ذكر يار، از ياد رندان مي‌رود
ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان مي‌رود
وعده ديدار نزديك است ياران مژده باد
روز وصلش مي‌رسد ايام هجران مي‌رود
* امام خميني هر گاه از اداي وظيفه و رسالت خويش فراغتي‌ حاصل مي‌كرد، شرح درد مهجوري را در قالب الفاظ و كلمات موزون بر ورقي رقم مي‌زد.
* امام خميني كه مهر ولايت آن نرگس بوستان احمدي، بر دل و جانش نشسته بود و عشق و شوريدگي نسبت به حضرت حجت (عج) از رفتار و گفتارش مي‌تراويد، بسياري از اشعار شورانگيزش را عشق به آن حضرت و نغمه‌هاي انتظار و آرزوي ظهور، فرا گرفته است.